اين هم از يك عمر مستي كردنم.سالها شبنم پرستي كردنم اي دلم زهر جداي رو بخور.چوب عمري باوفايي رو بخور اي دلم ديدي كه ماتت كردورفت؟؟خنده اي برخاطراتت كردو رفت؟؟ من كه گفتم اين بهارم مرد نيست.من كه گفتم اين پرستو رفتنيست. آه عجب كاري بدستم داد دل !!! هم شكست وهم شكستم داد دل !!! دوستان گلم نظر يادتون نره دوستتون دارم
سلام دوستان خوبيد نميدونم حرفمو چطوربگم ازكجاش بگم حتي نتونستم يه عنوان واسش بزارم بعداز مدتها بهم زنگ زد صدا شو شنيدم گفت: امين ميخام برگردم اذيتم نكن گفتم باشه قبول به يه شرط شرطمو گفتم ولي قبول نكرد و بهش گفتم ديدي دوستم نداري اگه دوستم داشتي قبول ميكردي اين يه امتحان بود ... فهميدم دوستم نداشته و نداره خدا چرا چرا چرا... الان كه يه همدرد ميخوام هيچ كي نيست چرا چرا چرا... كو كجان اون كه ميگفت ابجيتم كو اون كه ميگفت داداشتم خدا چرا بامن اينجورميكني چرا؟؟؟... خدا كاش ميتونستي ... خدا از زندگيم خسته شدم بازيچه دست همه كس شدم همه ............................................................................................................ قصه از انجا شروع شد كه... خيلي عصباني بود... گفت: اگه دوستم داري ثابت كن گفتم: چه جوري ؟ تيغ رو برداشت گفت: رگتو بزن گفتم: مرگو زندگي دست خداست باوركن گفت: پس دوستم نداري تيغو برداشتم ورگموزدم وقتي تو آغوش گرمش جون ميدادم اروم زير لب گفت: اگه دوستم داشتي تنهام نميزاشتي...
سلام به دوستان گلم خوبيد؟؟ دوستان ببخشيد بهتون سرنزدم و جواب نظراتتونو ندادم آخه مشكلي داشتم يه جورايي مشكلم حل شده.... مريضم حالم خيلي بده..... ميخوام از دونفر معذرت خواهي كنم آبجي سحر وداداش امير ببخشيد خدايش مشكل داشتم داداش امير چيزي رو كه خواسته بودي تو پروفايلم واست گذاشتم ببخشيد دير آپ كردمو بهتون سرنزدم ببخشيد .................................................................................................................. وقتی کسی رو دوست داری ، حاضری جون فداش کنی
من بخاطر يه دلايلي دگه نميخواستم نت بيامو بنويسم اما بخاطر دوتااز دوستان سحرجون و نازيا جون دوباره مينويسم وتو همين پست از دوتاشون تشكرميكنم چون واقعا از ته دل بهم كمك كردن سحر و نازيا جان ازتون ممنونم اميدوارم بتونم جبران كنم ............................................................................................................ امروز اگر نیایی دیر میشود، سایه من از ردپای آشنای تو بر روی دلم دور میشود وهمچنان دورتر میشود تا به آغاز فراموشی یکدیگربرسیم و این یک آه حسرت است و این آخرین فرصت است و اینجاست که حتی اگر در آینه بنگریم ، تصویر رخ خودمان را هم نخواهیم دید و ما جزو آرزوهای محال میشویم و حسرت امیدهای ما را خاکستر میکند منی که شب نشینم چگونه با خورشید باشم ؟ من حتی با ستاره ها نیز همنشین نبوده ام! حالا تو در انتظار طلوع رویاهای خودت نشسته ای و من در انتظار اینم که رویاهای دیروز، با دلم همراه شوند! وقتی خیسی سرزمین چشمانم همیشگیست آمدن باران دگر آن شور را ندارد این مرام بی مرامی ات، این وفای بی وفایی ات ، این محبت نامهربانی هایت در حق دلم مرا مثل آتش رو به خاموشی کرده است خیلی وقت است در دریای بی انتهای غمهایت غرق شده ام اما تو ای شناگر ماهر مرا در حال غرق شدن هم ندیدی چه برسد به شنیدن فریادم در زیر آب
سلام دوستان خوبيد ميخوام يه چيزي رو بگم خب بعداز مدتي (م) بهم زنگ زد و گفت امين جونم ميخوام يه چيزي بهت بگم گفتم چي گفت پشيمونم گفتم راست ميگي
دگه دير شده گفت چرا عاشق كسي دگه شدي گفتم نه گفت پس چيه گفتم دگه نميخوام اذيت شم خيلي اذيت شدم و خودت خواستي رفتي وبهش گفتم واسه هميشه خداحافظ و دگه بهم زنگ نزن گريه كرد گفتم گريه كردن نداره خودت خواستي تو اين مدت كه تو عشق و حالت ميكردي به فكر منم بودي هان دگه بسه خداحافظ خداحافظ واسه هميشه ................................................................................................. روی قبرم
بنویسید کبوتر شد و رفت
![]()
![]()
حاضری دنیا رو بدی ، فقط یه بار نیگاش کنی
به خاطرش داد بزنی ، به خاطرش دروغ بگی
رو همه چی خط بکشی ، حتی رو برگ زندگی
وقتی کسی تو قلبته ، حاضری دنیا بد بشه
فقط اونی که عشقته ، عاشقی رو بلد باشه
قید تموم دنیارو به خاطرِ اون میزنی
خیلی چیزارو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی ![]()
![]()
زیر
باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت
چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم
آنقدر
غرق جنون بود که پر پر شد و رفت
روز میلاد ،
همان روز که عاشق شده بود
مرگ
با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت
او کسی بود که از غرق شدن می ترسید
عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت
هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد
پسری
ساده که یک روز کبوتر شد و رفت![]()
| Design By : navid |

